این شب عیسی همراه با مریم و یوسف ظاهر شد. عیسی پیغام زیر را برای من فرستاد:
سلامت من بر شما باشد!
عزیزان جوان، من در اینجا هستم زیرا که از شماست دوست دارم. من در اینجا هستم تا قلبهایتان را با عشق من پر کنم. من در اینجا هستم تا یک جایگاه در دلهایتان بگیرم. من در اینجا هستم تا شما را درمان کرده و آنچه بیشترین نیازتان است، یعنی صلح در دلهایتان را به شماست بدهم. عزیزان جوان، باشید کسانی که کلمات من را بشنوید و آنهاتان عملی کنید. اکنون زمان رفتن نزد کسانیست که راه خودشان را از دست دادهاند. جوانان، برادرانتان را یاری دهید. دستانتان را به کسانی بگشایید که در حال افتادنشاند و آنان را بلند کنید. باشید جوانان دعا، ایمان و زندگی مقدس تا جهان نور من را بر شماست ببیند.
من مادرم و یوسف را برای شما فرستادهام تا محافظت کنند و به انجام ارادتم کمک کنید. دعایدهید. خودتان را وقف قلبهای مقدسشان کنیده و به دل من برسید. این گروهها که میخواهم در هر قسمت از جهان ببینم. میخواهم آنهاتان نزدیک من باشند در این دنیا تا روزی همیشه کنارمن باشند در آسمان. دعایدهید تا کاملاً متعلق به من باشید. گناهانتان را طلب بخشش کنید تا لطف مرا بدست آورید و وفادار بمانید در راههایم تا روزی زندگی ابدی بدست آورد. برکت شما همه: با نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین!
عیسی این شب نیز به من گفت:
بوسه خیانتآمیز یهودا چهره دردناکم را زخمی کرد و دل مراست، اما وقتی شما کلمات مادرم را بشنوید، آنها زندگی کنید و عملی کنید، به من آرامش و تعویض میدهند. عشق بکنید، عشق بکنید و تعمیر کنید، زیرا با این طریق رحمت مرا بر شماست خواهد پوشاند.
ناگهان دیدم که رؤیایی: پروردگارمان با چهرهای کاملاً زخمی، کبود شده و خونین. مریم نزدیک به پسرش الهی دردناک شد و دست خود را بر روی چهرهٔ او گذاشت گفتنست:
پسرم محبوب، گناهان که انسانیت تو را آزار میدهد بخشید. بر کل جهان و همه جوانانی که در اینجا هستند رحمت بکنید. به آنان کمک کنید تا قوی باشند، از فتنهها و گناهات پیروز شوند. هنوز انسانیت و جوانان را مجازات نکنید. رحمت بکنید. کمی زمان بیشتری برایشان بدهید. آنها تغییر خواهند کرد و تبدیل میشوند.
مریم نزدیک شد و با عشق بسیار و احترام چهرهای که آزار دیده بود پسرش عیسی را بوسیده، تعویض خود را ارائه داد و به همان اندازه که باید آنرا تقدیر کرد.
سپس من صحنه دیگری دیدم: جوزف مقدس با کودک مسیح در بازوهای خود بود. جوزف مقدس چهره زیبای عیسی را تماشا میکرد و از زیبایی بسیار دلربا شده بود. ناگهان، به وسیله نور داخلی فهمیدم که این یک دیدار از گذشته است، زمانی که هنوز همراه با عیسی و مریم معصوم در دنیا زندگی میکردند.
در این دیدار دیدم وقتی جوزف مقدس آگاه شد از رنجهای آیندهای که خداوند ما برای خلاصی جهان باید تحمل کند. این به او توسط خداوند آشکار شده بود تا خودش نیز، همراه با مریم معصوم جبران خود را به عدالت الهی ارائه دهد و میانجیگری کرده و لطف خدای برای گناهکاران بخواهد.
جوزف مقدس که میدانست روزی چهره زیبایی پسرش دیوانی با ضربهها، تپانچههای سخت و زخمهایی شدید مورد سوءاستفاده قرار خواهد گرفت جبران خود را به عیسی ارائه کرد تا بوسیده شود با عشق بسیار و چندین بار، از عیسی خواسته شد که بشریت و همه کسانی که او را با گناهانشان ترسناک آزار میدهند ببخشید. این دیدار من را بسیار لمس کرد. هیچکسی نمی�بند توانایی دارد برای فهمیدن عشقی بزرگ جوزف مقدس به عیسی در دنیا بود و اکنون حتی بیشتر در آسمان، و هیچکسی نمی�بند توانایی دارد برای فهمیدن چقدر عشق عیسی و مریم معصوم به جوزف مقدس است مگر آن کسانی که خداوند و مادرش میخواهند آشکار کند.