"من فرشته رحمت و عشق هستم--آنکه مأموریت را محافظت میکند. ستم خداوند یسوع باشد."
"آیا من قبلاً تو رو دیدهام؟"
"از دور. من عزرا هستم. آمدهام تا این دعا از تسلیم به عشق الهی را دیکته کنم:
"عزیز یسوع، دلم رو کنار قلب مقدس تو بر صلیب بزن. مرا کمک کن که مثل تو دنیا را ترک کنم. دلام رو غیرقابل نفوذ از تیرهای افترا و اتهامات نادرست ساز."
"دلام و همه احساساتش رو جمع کرده، در شعله عشق الهی--شعله قلب تو غوطه ور کن. آنجا مرا از فریبهای دنیا محافظت کن. در دلم فقط آنچه که برای تو خوشایند است باقی بذار، و هر گونه سحرگویی شیطان را دور آن زد."
"این دعا رو روزانه تکرار کن."
او میرود.