امروز صبح، پیش از آنکه برای شرکت در مراسم قدسی (Mass) از خانه خارج شوم، خداوند ما عیسی آمد و با ملایمت در گوشم زمزمه کرد: «آیا میخواهی به اتاق علوی من بیایی؟ به محض اینکه آماده کردن مذبح را شروع کردند، به اتاق علوی من بیا.»
بعدها، به محض اینکه برای مراسم قدسی وارد کلیسا شدم، خداوند ما عیسی مرا به اتاق علوی برد.
او گفت: «والنتینا، دختر من، آیا میدانی چرا همیشه تو را صدا میزنم؟ میخواهم در کنارم باشی تا مرا تسلی دهی، زیرا من از این جهان و گناهان بیشماری که مرتکب میشوند بسیار رنجیده هستم.»
«من برای رستگاری همهی شما بسیار رنج میکشم، و با این حال مردم به من گوش نمیسپارند.»
«بهزودی جهان را تغییر خواهم داد، اما تو باید کمی بیشتر تحمل کنی. هنوز رویدادهایی در پیش است، چرا که پیشگوییها باید محقق شوند. به مردم بگو که آماده و تائب باشند. صبور باش، فقط کمی دیگر، زیرا بهزودی همهچیز در جهان برای بهتر شدن تغییر خواهد کرد. دیگر خبری از گناه، بدبختی و جنگ نخواهد بود. همهچیز تجدید خواهد شد. جهانی نو، آفرینشی نو خواهد بود.»
هنگامی که خداوند ما مقدمات خروج من از اتاق علوی را فراهم میکرد، فرمود: «وقتی پایین رفتی، برای کشیشها و اسقفهای من دعا کن، زیرا آنها کارهای اشتباه بسیاری انجام میدهند که مرا خوشحال نمیکند. من همهی آنها را دوست دارم، اما آنها اشتباه میکنند و بدون اینکه از من بپرسند، تصمیمات خودشان را مطابق میل خود میگیرند.»
«همچنین، برای این کلیسا در پاراماتا دعا کن.»
«من خوشحال نیستم که شماس (Deacon) انجیل را میخواند. کشیشهای من باید انجیل را بخوانند و موعظه را برای مردم انجام دهند. به پدر [کشیش] بگو که من ترجیح میدهم کشیش انجیل را بخواند و موعظه کند، زیرا این آموزهی من است.»
«وقتی عید مقدس را دریافت میکنی، به جایگاه خود بازگرد، زانو بزن و از من سپاسگزار باش که تو را تغذیه میکنم. هر چه باشد، من تو را تغذیه میکنم، اما میخواهم که آنچه را دریافت کردهای به من بازگردانی، زیرا من به کمک تو نیاز دارم. وقتی آن را به من بازمیگردانی، میتوانم با آن عید مقدس کارهای نیک بسیاری انجام دهم.»
«و چیز دیگری هم هست. ببین حضور من چقدر قدرتمند است.» خداوند ما به من نشان داد که در حین تقدیس، بر سر مذبح مقدس چه میگذرد.
او گفت: «ببین! اگر شماس بیش از حد به کشیش نزدیک ایستاده باشد، زمانی که کشیش نزد پدر من دعا میکند تا قربانیهای روی مذبح را بپذیرد و آماده است تا برای نزول روحالقدس جهت تقدیس نان و شراب استغاثه کند، آنگاه روحالقدس نمیتواند نازل شود. شماس باید عقب برود و دور از کشیش زانو بزند.»
سپس، من تماشا کردم که چگونه شماس از مذبح و از کشیش فاصله گرفت و در حین تقدیس، همانطور که خداوند ما میخواست، زانو زد.
خداوند عیسی توضیح داد: «وقتی شماس عقب میرود، آنگاه روحالقدس نازل میشود. اگر شماس بیش از حد به کشیش نزدیک باشد، در کارِ روحالقدس مداخله میکند.»
سپس من شاهد نزول و ماندن روحالقدس بر بالای سر کشیش بودم. فضای مقدس مذبح در نوری بسیار باشکوه غرق شده است، و کبوتر عظیمی بر فراز مذبح ظاهر میشود. زیبایی این رؤیا نفسگیر بود. من هرگز پیش از این چنین چیزی ندیده بودم. روحالقدس قربانیِ کشیش را تقدیس میکند. خداوند ما عیسی در اتاق علوی است و بار دیگر مصائب خود را فدا میکند، اما در عین حال، همراه با کشیش است، همان زمانی که کشیش او را بالا میبرد، دعا میکند و او را به پدر تقدیم مینماید.
خداوند عیسی از من پرسید: «آیا باور داری که من بر مذبح حضور دارم؟ من خدای زنده هستم!»
گفتم: «پروردگارا، من همیشه باور دارم که تو بر مذبح حضور داری. تو خدای قادر متعالی هستی و هیچکس نمیتواند فراتر از تو باشد.»