-چه بنویسم؟
بنویس که جام لبریز و لبریز شده است، و نه تنها از پیش سرریز کرده، بلکه اکنون تمام آفریدگان را با تلخی خود غرق میکند.
هوشیار باشید فرزندان من، مشت کوچک من، ارتش وفادار من، که در میان هر ملت و مردمی پراکندهاید.
شما را میگیرم و در نقشه خود، در قلبم متحد میکنم. شما را به عمل خود پیوند میدهم. هر یک از دعاهای شما، هر نالهای، هر اشکی و هر تپش قلبتان را که با دیدن ویرانی مردم من، کلیسای من، مینالد، دریافت میکنم.
هر جنبش صادقانهی قلب شما، پژواکی در قلب من مییابد.
ناامید نشوید. امید و آرامش را از دست ندهید.
من خدای شما هستم.
دیگری وجود ندارد.
من پادشاه شما هستم.
دیگری وجود ندارد.
من نجاتبخش و رهانندهی شما هستم.
دیگری وجود ندارد.
من آموزگار شما هستم.
دیگری وجود ندارد.
من سرور شما هستم.
دیگری وجود ندارد.
در آرامش باشید.
اگر در من بمانی، [1] اگر برای به انجام رساندن آنچه از تو میطلبم تلاش کنی، اگر ارادهات را تسلیم ارادهی من کنی، و اگر مرا به عنوان گرانبهاترین گوهر در مرکز قلبت داشته باشی، از چه باید بترسی؟
سخنهای پولسِ مرا به تو یادآوری میکنم. [2]
اگر ارادهات استوار در من لنگر انداخته باشد، هیچچیز نمیتواند تو را از من جدا کند.
هیچچیز، فرزندانم.
آنچه تو را در من لنگر میاندازد و ریشه میدواند، اعتماد و ایمانی ساده است.
از هیچچیز نترس. هیچچیز.
از مه غلیظ سرگشتگی نترس؛ من نور تو هستم.
از قدرتی که غصب شده و ناعادلانه اعمال میشود نترس؛ من اقتدار تو هستم.
از نابودی هر آنچه برایت عزیزترین است و آنچه به تو امنیت میبخشد نترس؛ این من هستم که نجات میدهم، این من هستم که بازمیگردانم.
به من بنگر و در آرامش باش.
در من پنهان شو، به من پناه آور.
در من نیرو و شجاعت بگیر.
تنها در من.
من اجازه میدهم پردهای که بر پلیدیهای نفوذ کرده به کلیسایم پوشانده شده بود کنار رود، تا بتوانی وضعیت واقعی هر آنچه احاطهات کرده است را ببینی.
نترس.
من به دشمن، که از حماقت خود کور شده است، اجازه میدهم بیش از پیش خودش را برملا کند، چرا که کسانی که گمان میکنند قدرتی مطلق دارند، دیگر نیازی به پنهان کردن دسیسههایشان نمیبینند.
بله، نقشه دشمن ما در طول قرنها شکل گرفته است. نفوذ و دستکاریهای آن مداوم و همیشگی بوده و مانند سرطانی نفرینشده گسترش یافته است و هر آنچه را که من به عنوان تصویری از نیکوییام آفریدم، نابود کرده و کاهش داده است.
اما فرزندانم، نقشه من بینهایت بزرگتر، [لبخند] بینهایت عمیقتر، قدرتمندتر و گستردهتر است. در این حقیقت بزرگ، در آرامش بمانید.
من خدا هستم. هیچ کس دیگری نیست.
کوچکهای من، هر بخش از نقشه من زمان تعیینشدهای دارد. این نقشه بدون توقف پیش میرود، اما همه چیز به ترتیب درست خود است.
ناامید نشوید.
من اشتیاق شما را درک میکنم. دردتان را میفهمم. فریادهایتان را به سوی من میشنوم، آنگاه که احساس میکنید رهایتتان کردهام، به شما گوش نمیدهم و به دردتان اعتنایی ندارم.
پسران و دختران من. تامل کنید.
شما در کار بزرگ رستگاری همکاری میکنید.
ببینید چقدر از عیسیام، محبوبترین و مقدسترین پسرم، خواستم.
ببینید چقدر از مروارید گرانبهایم، محبوبترین دخترم، مریم پاک، خواستم.
شما در پیشکشی آنها با آنها متحد هستید.
فرزندانم، به قلب من بنگرید، به قلب پدرتان که برای تحقق نقشه نجات و به منظور بازگرداندن همه چیز و رستگاری فرزندانم، مجبور شد – در ظاهر – عیسیام را در رنج و مرگش رها کند.
فرزندانم، تامل کنید که چگونه آن کلمات عیسیام از روی صلیب، مرا به درد آوردند. [3]
قلب پدرانه من، ضعیفترین نالههای قلب شما را میشنود، فرزندانم. این را فراموش نکنید.
من پدر شما هستم که دوستتان دارد.
تنها من میدانم به چه چیزی، در چه زمان و چگونه نیاز دارید تا با من متحد بمانید و بتوانید در اراده من زندگی کنید.
من نسبت به فریادهای شما کر نیستم.
عیسیام به شما گفته است هر کس بخواهد از او پیروی کند، باید صلیب خود را بردارد و آن را حمل کند. راه تنگ و سخت است. مسیر طولانی و پر از آزمونهاست. و بخشی از این راه که شما را به ملکوت من میبرد، در مه و شبِ حس نکردن، ندیدن، نفهمیدن، و احساس اینکه همه چیز خاکستر شده، که من شما را رها کردهام و همه چیز توهمی گذرا بوده است، پیچیده شده است.
به راه خود ادامه دهید، فرزندانم. بدون ترس. با صبر.
بله فرزندانم، این مرگ کامل در خود است، این دفن کردن اراده انسانی شما در اراده الهی من است.
تنها در آن صورت است که میتوانم از شما به عنوان سربازان شکستناپذیرم استفاده کنم.
با هر عمل اطاعت از من، با هر تلاش برای دوست داشتن من، با هر نگاهی که به چهره من میاندازید، اجازه میدهید تا این کار را در شما به انجام رسانم؛ اینکه شما را به فرزندان واقعیام و سربازان همراهه سلطنتیام تبدیل کنم.
ایمان شما به من اجازه میدهد در شما ساکن شوم، شما را به منزلگاه خود تبدیل کنم، دژهایی استوار برای برادرانتان که همچنان در خواباند.
فرزندانم، ساعت بسیار نزدیک است.
دشمن مهرههای کلیدیاش را در جایگاهشان قرار داده است.
هوشیار باشید. به من بنگرید.
ساعتی که [4] به کسانی داده شده بود که باید شبانان و نگهبانان میبودند، سپری شده است.
از این پس آنها ناچار خواهند بود از درهای عدالت الهی عبور کنند، و وای بر کسانی که حق ارث خود را به بهای کاسهای عدس گندیده فروختند. [5]
من آنها را کنار میگذارم.
دیگر آنها را نمیشناسم.
زبانهای دوشاخانه آنها مرا منزجر میکند. آنها نام مرا بیهوده، بارها و بارها، بدون هیچ پیامد ظاهری به زبان میآورند. [6]
اما هیچکس نمیتواند مرا به مسخره بگیرد.
به شما اجازه میدهم در آثار و سخنانشان تأمل کنید تا بتوانید آنها را بسنجید، و با کلمات مقدس، پاک و کامل عیسای من مقایسه کنید، تا بدین ترتیب فریب را در تمام ظرافتهایش شناسایی نمایید.
یک بار به شما گفتم که خود را از آنها جدا کنید، گویی از پلیدی. [7]
دوباره آن را برایتان تکرار میکنم.
خود را از کسانی جدا کنید که لباس گوسفند و شبان پوشیدهاند، اما گرگهای آزمند و مارهای خائناند. [8]
آنها تصمیم خود را گرفتهاند و بار دیگر بدن عرفانی عیسی من را در برابر مشتی سکه زنگزده فروختهاند.
سخنهای آنها فریبکارانه است. هوشیار باشید.
سخنهای آنها ظاهر حقیقت را دارند، اما تحریف و فریب هستند. هوشیار باشید.
شما کلام زنده من را دارید. تنها به او گوش فرا دهید.
فرزندان قلب من، اگر به شما اجازه میدهم تمام این خیانتها و تمام این فریبها را ببینید و میگذارم تا ساعتی که از آغاز تعیین شده ادامه یابند، برای این است که بفهمید و اطمینان مطلق داشته باشید که تنها من میتوانم کلیسایم و آفرینشام را نو کنم.
تنها من.
من آسمانهای جدید و زمین جدید را میسازم.
اورشلیم جدید فرود میآید از آسمان.
این نه آفرینش شماست و نه نوسازی شما.
آتش تطهیرکننده فرود میآید از تخت من، شما آن را پدید نمیآورید.
آتش تطهیرکننده پس از خیانتی که قرار است به تمامیت خود رخ دهد، فرود خواهد آمد.
نوسازی هر آنچه آفریده شده صورت خواهد گرفت؛ بدن عرفانی کلیسا نو خواهد شد؛ و اورشلیم جدید، پاک و مقدس، فرود خواهد آمد.
همه در ساعت تعیینشدهاش.
تمام کاملترین اثر دست و ارادهام.
همکاری شما همان ایمان شماست. این است که به باور داشتن من ادامه دهید، حتی زمانی که به نظر میرسد همه چیز بدون مداخله من در حال فروپاشی است. این است که امید را زنده نگه دارید، چرا که یقین به وعدههای خطاناپذیر من است.
من شما را رها نمیکنم.
شما هم مرا رها نکنید.
هوشیار باشید. آماده و بر حذر.
فرزندانم، آنچه را به شما گفتهام به یاد آورید:
غصب، غصب دیگری را میآفریند. [9]
نه تنها کرسی پتر من در اقتدارش غصب شده است، بلکه در تعلیماتش نیز چنین شده. دروغها جایگزین حقیقت گشتهاند. محبت کاذب جایگزین محبت مقدس و الهی شده است.
هوشیار باشید، هوشیار باشید، هوشیار باشید.
تنها کمی دیگر، فرزندان کوچک من، بسیار محبوبم.
به پیشکشی همه چیز به من ادامه دهید. ندانستنها، نفهمیدنها و زندگی در میان آشفتگیها را به من تقدیم کنید تا زمانی که من عمل کنم.
به من بنگرید و در آرامش بمانید.
من پناهگاه مقدس و پاک قلب مریم بسیار قدوس، مادر شما را به شما بخشیدهام. آن را نادیده نگیرید – آن را بپذیرید، دوستش داشته باشید و برادرانتان را به سوی آن بکشانید.
من حمایت نام بسیار قدوس عیسی من، خون گرانبهای او و سیمای او را به شما بخشیدهام.
نترسید. شما از آنِ من هستید. و مرا خشنود میکند که پادشاهیام و قلبم را به شما ببخشم. [10] [smile]
به صدای شیپور توجه کنید.
زرهی من را بر تن کنید. بدون ترس.
شما را برکت میدهم، فرزندان من، سربازان من.
شما برای این ساعت، برای این بازپسگیری بزرگ آفریده شدهاید.
کلمات زیبای داوود را در دلهایتان تکرار کنید:
"خداوند برخیزد!" [11]
و کلمات میکائیل، سرفرشتهی من را:
"کیست مانند خدا!"
به نبرد بروید فرزندانم، بدون ترس.
ما با هم میجنگیم و پیروزی از آنِ من است.
آمین.
ابّای شما،
پادشاه و سرور شما، فرماندهی شما. +
مزمور ۶۷(۶۸)
۱ خداوند برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند؛ و آنان که از او بیزارند، در برابرش بگریزند!
۲ همانگونه که دود رانده میشود، آنان را بران؛ همانگونه که موم در برابر آتش ذوب میگردد، شریران در پیشگاه خدا نابود شوند!
۳ اما نیکوکاران شادمان باشند و در حضور خدا شادی کنند؛ و از سر خوشحالی فریاد زنند!
۴ برای خدا بسرایید و نام او را ستایش کنید؛ برای آن که بر ابرها میتازد آواز بخوانید؛ نام او خداوند است، در پیشگاهش شادی کنید!
۵ خدا در جایگاه مقدّس خود، پدر یتیمان و پناه بیوگان است.
۶ خدا به بیخانمانها سرپناه میدهد؛ اسیران را به سوی رفاه رهنمون میشود؛ اما طغیانگران در سرزمینی خشکیده ساکناند.
۷ ای خدا، هنگامی که پیشاپیش قوم خود گام برداشتی و در بیابان پیش روی آنها رفتی، سلاه، ۸ زمین لرزید و آسمانها باران باراندند، در حضور خدا؛ کوه سینا در حضور خدا، خدای اسرائیل، لرزید.
۹ ای خدا، تو بارانهای فراوان فرستادی و میراث خود را هنگامی که پژمرده شده بود، بازگرداندی؛ ۱۰ گلهات در آن جایگاهی یافت؛ ای خدا، تو در نیکویی خود نیازهای نیازمندان را برطرف کردی.
۱۱ خداوند فرمان داد و سپاه بزرگی مژدهرسان شدند:
۱۲ «پادشاهان ارتشها میگریزند، میگریزند!»
زنان در خانه غنیمت را تقسیم میکنند، ۱۳ هرچند میان آغلهای گوسفندان هستند— بالهای کبوتری پوشیده از نقره و پرهایش از طلای سبز.
۱۴ هنگامی که قادر مطلق پادشاهان را در آنجا پراکاند، بر زالمون برف نشست.
۱۵ ای کوه نیرومند، کوه باشان؛ ای کوه هزار قله، کوه باشان!
۱۶ ای کوه هزار قله، چرا با حسد به کوهی مینگری که خدا آن را برای مسکن خویش برگزید، آری، جایی که خداوند تا ابد ساکن خواهد بود؟
۱۷ خداوند با ارابههای جنگی نیرومند، بیست هزار تایی، هزاران هزار، از سینا به سوی مکان مقدس آمد.
۱۸ تو بر کوه بلند بالا رفتی و اسیران را با خود آوردی و از میان انسانها، حتی از میان سرکشان، هدایا پذیرفتی تا خداوند خدا در آنجا ساکن شود.
۱۹ مبارک باد خداوند که هر روز بار ما را بر دوش میگیرد؛ خدا نجات ماست. سلاه
۲۰ خدای ما خدای نجات است؛ و رهایی از مرگ متعلق به خداوند، پروردگار است.
۲۱ اما خدا سر دشمنانش را در هم خواهد شکست، تاج پرپشت کسی را که در راه گناههایش میرود.
۲۲ خداوند فرمود:
"من آنها را از باشان باز خواهم گرداند، من آنها را از اعماق دریا باز خواهم گرداند، ۲۳ تا پاهای خود را در خون بشویید و زبان سگان شما سهم خود را از دشمن دریافت کنند."
۲۴ ای خدا، موکبهای باشکوه تو دیده میشوند، موکبهای خدای من، پادشاه من، به سوی عبادتگاه— ۲۵ آوازخوانان در پیشاپیش، نوازندگان در پایان، و در میان آنها دخترانی که دف مینوازند:
۲۶ "ای کسانی که از چشمه اسرائیل هستید، خداوند را در جماعت بزرگ برکت دهید!"
۲۷ بنیامین، کوچکترین آنها، در پیشاپیش است، و امرای یهودا در میان جمعیتشان، امرای زبولون و امرای نفتالی.
۲۸ ای خدا، قدرت خود را فراخوان؛ ای خدایی که برای ما عمل کردهای، نیروی خود را نشان ده.
۲۹ به خاطر معبد تو در اورشلیم، پادشاهان هدایایی برای تو میآورند.
۳۰ حیواناتی را که میان نیها ساکناند، گله گاوها و گوسالههای اقوام را توبیخ کن.
کسانی را که تشنهی خراجاند زیر پا له کن؛ اقوامی را که از جنگ لذت میبرند پراکنده ساز.
۳۱ بگذار مِس از مصر آورده شود؛ بگذار اتیوپی شتاب کند تا دستانش را به سوی خدا دراز کند.
۳۲ ای پادشاهیهای زمین، برای خدا بخوانید؛ ستایشها نثار خداوند کنید، سلاه، ۳۳ برای او که در آسمانها، آسمانهای باستان، راند؛ بنگرید، او صدای خود را، صدای مقتدرش را میفرستد.
۳۴ قدرت را به خدا نسبت دهید، که شکوهش بر اسرائیل است و قدرتش در آسمانهاست.
۳۵ خدا در عبادتگاهش هولناک است، خدای اسرائیل، او به قوم خود قدرت و نیرو میبخشد.
مبارک باد خدا!
یادداشت: پانویسها توسط خدا دیکته نشدهاند. آنها توسط خواهر آماپولا اضافه شدهاند. گاهی اوقات پانویس برای کمک به خواننده در جهت روشن شدن برداشت خواهر از معنای کلمه یا ایدهای خاص است، و در مواقع دیگر برای انتقال بهتر لحن خدا یا بانوی ما هنگامی که سخن میگفتند.)
بنویس، ای دختر قلب من.
[1] یوحنا ۱۵: ۹-۱۱ . «همانگونه که پدر مرا دوست داشته است، من نیز شما را دوست داشتهام. در محبت من بمانید. اگر فرمانهای مرا به جا آورید، در محبت من خواهید ماند؛ همانطور که من نیز فرمانهای پدرم را به جا آوردم و در محبت او میمانم. اینها را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل گردد.»
[2] رومیان ۸: ۳۸-۳۹. «زیرا اطمینان دارم که نه مرگ و نه زندگی، نه فرشتگان و نه ریاستها، نه قدرتها، نه چیزهای حال حاضر و نه چیزهایی که در آینده خواهد آمد، نه ارتفاع و نه عمق و نه هیچ مخلوق دیگری، قادر نخواهد بود ما را از محبت خدا که در مسیح عیسی، خداوند ماست، جدا کند.»
[3] متی ۲۷: ۴۶. «و حدود ساعت نهم، عیسی با صدای بلند فریاد زد و گفت: «الی، الی، لما سبقتنی؟» یعنی «خدای من، خدای من، چرا مرا رها کردی؟» »
[4] اشاره به «ساعتی» که به اسقفها و کشیشها به عنوان آخرین فرصت داده شده است، که در پیام خدای پدر در ۲۲ فوریه ۲۰۲۴ ذکر شده است:
«وای بر آن شبانانی که مانع هستند و برای من بیفایدهاند. من یک فرصت دیگر میدهم؛ آن را به شما میبخشم – آخرین فرصت – که به واسطه قربانی و دعای کسانی که آنها را خوار کردید و رها نمودید، یعنی روحهای قربانی من، برایتان به دست آمده است – در پاسخ به آنان، من به شما یک فرصت دیگر میدهم. آن را هدر ندهید. من یک ساعت دیگر [4] منتظر شما خواهم ماند، اما اگر پاسخ ندهید، اگر به من گوش ندهید، من نقشه خود را پیش خواهم برد و شما را کنار میگذارم تا با بیعملیتان دیگر آسیبی نرسانید.»
[5] اشاره به عیسو که حق نخستزادگی خود را خوار شمرد و آن را در ازای یک کاسه عدس به یعقوب فروخت. ر.ک. پیدایش ۲۵: ۲۹-۳۴ و عبرانیان ۱۲:۱۲-۱۷.
[6] اغلب آنچه هنگام فکر کردن به فرمان دوم به ذهن میرسد، ممنوعیت استفاده از نام او برای دشنام یا نفرین، یا قسم خوردن به آن است. اما در اینجا خدای پدر ما را به تفکر درباره شدت وخامت استفاده «بیهوده» از نامش وامیدارد، زمانی که این نام با قصد تحریف حقیقت به کار رود. برای مثال، وقتی کسانی که از او متنفرند، نام او را برای توجیه خود و اعمالشان به کار میبرند، در حالی که در واقعیت و علیرغم ظاهر وفاداری به خدا، چیزی جز تمسخر و فریب پیش نمیگیرند. ر.ک. متی ۷:۲۱-۲۳، لوقا ۱۳:۲۵-۲۷، متی ۲۵:۱-۱۳. همچنین ر.ک. کتاب تعلیمات کلیسای کاتولیک، شمارههای ۲۱۴۲-۲۱۴۳ و ۲۱۴۵-۲۱۴۶.
[7] اشاره به پیام خداوند در ۲ سپتامبر ۲۰۲۵:
«فرزندانم، این شبانان دروغین شما را به سوی اراده من هدایت نمیکنند. آنها شما را به سوی بهشت راهنمایی نمیکنند. از آنها پیروی نکنید. خود را از آنها جدا کنید، گویی چیزی ناپاک هستند. برایشان دعا کنید، همانطور که عیسی من از روی صلیب، و مریم قدیس در پای صلیب چنین کردند، و همانطور که من از هر روح سخاوتمندی میخواهم تا به این ارواحی که در حال حاضر گم شدهاند کمک کند.»
[8] به نظر من، این «خود را جدا کنید» پیش از هر چیز به معنای پذیرش این حقیقت است که چون آنها حقیقت را رد کردهاند، ما دیگر نمیتوانیم به آنها گوش دهیم، توصیهها یا آموزههایشان را دنبال کنیم، کارهایشان را تقلید کنیم، یا با سکوت خود طوری به نظر برسیم که گویی مواضع آنها را میپذیریم، انگار که آنها مراجع اخلاقی معتبری هستند. به عبارت دیگر، پیش از هر چیز بر ماست که با اراده و عقل خود به حقیقت – یعنی به عیسی – بچسبیم و خود را از دروغهایی که این گوسفندان و شبانان دروغین به عنوان حقیقت ادعا میکنند، جدا کنیم.
[9] اشاره به پیام خداوند در ۱۵ مه ۲۰۲۵:
«فرزندانم، غصب تنها باعث غصب بیشتر میشود. به جز تعداد اندکی – و چقدر اندک – سلسلهمراتب فعلی دیگر متعلق به من نیست. آنها متعلق به خودشان هستند، متعلق به ترسهایشان هستند، متعلق به شیطان هستند. من میدانم. میبینم. همه چیز را میبینم فرزندانم؛ این را فراموش نکنید. آنچه آشکار است و آنچه پنهان. هیچکس نمیتواند مرا بفریبد. و به شما میگویم: کلیسای من روی زمین در سلسلهمراتب خود غصب شده است.»
در اینجا دریافتم که این غصب تنها محدود به برخی جایگاهها نیست، بلکه با غصب مکانی که مرجعیت و حفاظت از حقیقت در آن قرار دارد (کرسی سنت پطرس)، نظمی که خداوند اراده کرده بود درهم شکسته شده و این امر در هر جنبهای از کلیسا اثرگذار است.
تصویری که به ذهن میآید، تصویری از خانهای در میان یک گردباد است. خانه برای محافظت و پناه دادن به کسانی که در آن زندگی میکنند ساخته شده است. هر بخش از ساختار آن کاربرد و هدف مفیدی دارد. اما وقتی گردباد میآید، هر بخش «مفید» خانه میتواند به دلیل بادهای ویرانگر مرگبار شود؛ و آنگاه، آنچه باید پناهگاه و محافظ باشد، توسط گردباد برای تخریب «به کار گرفته» میشود. به نظر من امروز اتفاقاً همین است که تمام آنچه در کلیسا نیکو است - که برای حفاظت از ارواح بنا شده - مورد سوءاستفاده قرار گرفته و تحریف میشود تا آسیب بزند و نابود کند. این موضوع عمیقترین غم را در من ایجاد میکند.
[10] لوکاس ۱۲:۳۲. "نترسید گله کوچک، زیرا پدرتان خشنود شده است که پادشاهی را به شما ببخشد."
[11] مزمور ۶۷(۶۸). این مزمور در مراسم جنگیري (اکسورسیسم) استفاده میشود. مزموری بسیار اسرارآمیز و پیامبرگونه، سرشار از اشارات به اقدام الهی او به نفع قومش.