در این روز، طوفان برقآسا وارد شد و مریم در آسمان ظاهر شد، همانطور که در روزهای قبل نیز کرده بود.
به نظر میرسید که مریم از جو بارانی طوفانی برای افزایش وزن پیام خود استفاده میکرد. یک هشدار، فوریتی.
همانند شام هنگام نگاه کردن از پنجره، مریم به طور مختصر ظاهر شد و سپس تصویر تانک چرخندهای دیده شد.
یک نماد که دیدارگر ملانی آن را در ارتباط با جنگ میداند.
سپس رؤیا روحانی تغییر کرد. مریم پیش از آسمان شب ایستاده بود و جتها پشت او پرواز میکردند.
دوباره تانک و سربازان ظاهر شدند. کلاههای سربازان رنگ خاصی داشتند – نوعی قهوهای یا زرد-سفید.
دیدارگر احساس کرد که این در مورد ناتو است. به نظر میرسید که مربوط به روبروی شدن ویژه ای با مشارکت ناتو باشد.
او کلمات ‘ناتو نیروهای زمینی’ را شنید. در آن فوریتی خاصی بود.
در همین حال، دیدارگر پوستینک گرفت و احساس کرد که گریه میکند. به نظر میرسید یک هشدار فوری است، همانند اینکه رویدادی در این زمینه نزدیک است.
آسمان طوفانی بارها باعث ایجاد حسی شد که «طوفان بزرگی رخ خواهد داد» و آن نیز نزدیک است.
پیش از آسمان، به نظر میرسید چیزی از زمین برمیخیزد – نمادیناً یک ‘شرور بالا آمدن’. به نظر میرسید خطر بزرگی در حال رسیدن است همراه با احساس اینکه این خیلی زود اتفاق خواهد افتاد.
رویا در اینجا پایان یافت.
منبع: ➥www.HimmelsBotschaft.eu