این شب، بنده مقدس با مسیح کودک در آغوشش ظاهر شد. مادر ما پیام زیر را به من منتقل کرد:
سلامت باشید!
پسران و دختران عزیزم، از آسمان آمدهام تا شما را یاری رسانیم و برکت بدم. مادرتان را به من سپردهاید و من شما را به پسرم مسیح میرساند.
به این شهر که بسیار نیاز دارد صلح خداوند را آوردهام، با برکتی و لطفی از خدای ما. دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید تسبیح برای شکست دادن شیطان. در این مکان که ظاهر شدهام، میخواهم بسیاری از نعمتها به همه فرزندانم که نیاز دارند صلح خداوند را بدهم، و راحتترین کسانی را آرام بگذارم.
پسران و دختران عزیزم، از آنهایی که خشونت و درد میآورند بترسید، چرا که پیش روی خدای ما هیچچیز نیستند. قدرت شما و صلح واقعی شما در خداوند است. من ملکه تسبیح و صلح هستم. صلح حقیقی برای نه ماه درون رحم مادرم بود، و این صلح را امروز به شما میدهم: پسرم مسیح. از پسرم مسیح باشید تا صلح داشتهباشید. آمرزش بخواهید و پسرم مسیح همیشه با شماست. من شما را دوست دارم و برکت بدم: در نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین!
در طول ظهور مادر ما پنج تسبیح برای تاباتینگا دعا کرد تا صلح خداوند حاکم شود و همه دلها با سلامتی او پر شوند، تا شر، خشونت و تمام چیزهای بدی که از شیطان میآید پایان یابد. بنده مقدس به پسرش مسیح کودک نگاه کرد و با نظر خود دروناً با او گفتگو کرد. آنها یکدیگر را فهمیدند. پس از آن، مسیح کودک با یک نگریشی نفوذکننده و قوی جلوهای بزرگ داشت و تاباتینگا را هفت بار برکت داد تا علامت صلیب رویش بزند. این اولین بار بود که پسرم مسیح کودک شهری را هفت بار به چنین شکلی بزرگی و قدرتمندی برکت میداد. این برکت که مسیح کودک برای تاباتینگا داده، بسیاری از چیزهای غمی در این شهر تغییر خواهد داد و اگر مردم دعوتهای مادرما را پذیرفته و آنها را نادیده نگیرند، قدرت این برکت را احساس خواهند کرد و شاهد معجزههای خداوند و تغییراتی که او میکند برای نابود کردن شری است که قصد حاکمیت داشت در این شهر.