سلام با شما باشد!
پسرانی عزیزم، من تو را دوست دارم و در دل خودت هستی. دل من شاد است که توها را اینجا میبینم که دعا میکنید. من ملکه صلح، ملکه جهان، حامی شهر شما، مریم ناظری هستم.
پسرانی عزیزم، دل من از درد شکسته است برای همه فرزندان من که به دعوتهای من بیتوجه هستند و اکنون اینجا در این شهر هم چنین میباشند.
پسرانی عزیزم، روزانه تسبیح مقدس را بگوید تا گناهکاران تبدیل شوند و صلح برای کل جهان باشد. دلهای خودتان را به خدا باز کنید. گذشتهتان را به او بدهید. بیشتر اعتراف کنید. به همهای که اینجا جمع شدهاند دعوت بزرگ من میکنم: سریعتر از هر چیزی تغییر یابید، زیرا زمان شما نزدیک است.
پسرانی کوچکم، برای کشیشها دعا کنید. آنها فرزندان محبوب من هستند. بدانید پسرانیان که کسی یک کشیش را احترام نکرد، بسیار به پسرم عیسی مسیح آزار میرساند.
میخواهم پیام خاصی به جوانان بگویم. از چیزهایی که جهان شما را پیشنهاد میکند و حقیقی خوشحالی و صلح نمی�د، دست بردهید. پسرانی عزیزم، عشق بیحد و حصر من برای عیسی مسیح دارید، زیرا او با یک عاشقانه خاص به توها دوست دارد.
پسرانیان کوچکم، شیطان هرگونه تلاش میکند تا شما را از پسرم عیسی دور کند و خوشحالیهای گذرا مانند کلابها، مواد مخدر و ناپاکی پیشنهاد دهد. خودتان را با دعا کردن تسبیح مقدس مسلح کنید. با تسبیح او را شکست خواهید داد، و تنها آنگاه من قادر به کمکتان هستم. همهای که اینجا جمع شدهاند و خانوادهای که مرا میپذیرند را برکت میدهم. به آنها گفتم: تسبیح بگوید، کتاب مقدس بخوانید، پیامهای من رو پخش کنید. عیسی مسیح را با تمام دل خودتان دوست دارید. کاملاً از مسیح باشید. شما را برکت میدم: در نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین.
(¹) متیو، مرقس، لوقا و یوحنا بخشی اساسی از تعلیمات عیسی را به نوشتن درآوردهاند، اما همه چیز چیست؟ "عیسی بسیاری دیگر کار کرد. اگر آنها یکبهیک نوشته شوند، من باور دارم که حتی کل جهان نمی�د جای کتابهایی که باید بنویسند." (یوحنا ۲۱:۲۵)
قسمت نوشتاری بنابراین همه چیز را منتقل کردهاست؟...خدا این وظیفه را به یک بدن اجتماعی، دائمی و سلسلهمراتبی که توسط عیسی خودت تشکیل شده است، با ویژگیهای ویژه و قدرتها برای چنین مأموریتای، با ضمانتی از نشانههایی خارجی قابل تشخیص که نقطه کلیسای غیرقابل خطا هستند، انتقالدهنده کلام الهی و متصل به جریان بینهایت (انتقال apostol) توسط مسیح خودش.
بنابراین میتوانیم با اطمینان بیان کنیم که دین مسیحیت نمی喚د - و نمی喪د - فقط در حالت مابعدی وجود داشته باشد، بلکه باید زنده باشد و به یک جامعه ملموس و قابل دیدن تبدیل شود، که تعلیمات مسیح را منتقل و اعتراف کند، او را آموزش دهد و قوانینش را رعایت کند، از همان اعمال برخوردار است و اجازه میدهد تا چنین قوانین را رعایت کنند. کاتولیکها با اطمینان کامل و بدون هیچ تردیدی بیان میکنند: "این کلیسا ماست، کلیسای کاتولیک، رسولی و رومی که توسط مسیح تأسیس شدهاست و بر جانشینش پطروس بنا نهاده است". اما پروتستانها ادعا میکنند که کلیسایشان واقعی است. همینطور ارتودوکسیها نیز چنین ادعایی دارند. علاوه بر این، بین این کلیساها تنها تفاوت نام نیست بلکه اختلاف در عقاید، احکام، تعلیمات، عبادت و حکومت وجود دارد. برای همین فقط یک کلیسا میتواند حقیقی باشد که خود به خود همه دیگران را حذف میکند - زیرا حقیکت یگانه است.
اصل الهی و قابل دیدن بودن کلیسای مسیحیت - اصل الهی و قابل دیدن بودن کلیسا حقیقت ایمانیست که کاتولیکی باید هرگز فراموش نکند. عیسی مسیح، کلیسا را بنیاد نهاد؛ این کلیسا از لحاظ اساسی و ضروری قابل دیده است تا در همه زمانها و توسط همه افراد به راحتی به عنوان کلیسای واقعی مسیح شناسایی شود.(یادداشتهایی بر حقیقتهای طبیعی و ایمان - پسریکو, فلاویو; سامینو, تامانزا، انتشارات کولبه, 2008, ص. 79؛81)