"من میخواهم که دردهای دل من را بفهمی - دل من که عشق الهی است - رحمت الهی. من عیسی هستم، متولد شده در بدن انسان. با اعلامیه شروع کنیم. اینجا بود که عشق الهی و مقدس برای اولین بار متحد شدند - هرگز از هم جدا نخواهند شد توسط قدرت روح القدس و اراده الهی پدر. هنگامی که دل من شکل گرفت، به اراده خدا مودل شد. وقتی آن را تشکیل داد و رشد کرد، مادرم در درونترین بخش خود حکمت ابدی و دیدگاه دریافت کرد."
"در زمان تولد من، نور عشق الهی و مقدس در جهان ظاهر شد. اما بفهمید، فرستادهام، که عشق مقدس و الهی در انسانگری کامل بود. هرگز ممکن نیست این نور شدت یابد یا رشد کند. آن همیشه به همه جهات کامل است. از نور عشق مقدس و الهی صحبت میکنم - نور دلهای متحد ما."
"به همین ترتیب در جهان حاضر، دل من و نور پنهان ماندند تا زمانی که وزارت عمومیام شروع شد. آنگاه دچار رنج شدید شدم، زیرا کسانی که برای روشن کردنشان آمده بودم مرا رد کردند. دل مادرم نیز با شمشیر زخمی شد، چون دل او بسیار بخشی از دل خود من است."
"در باغ گتسمان، نور کمنور نشد. حتی میچرخید. ارادهیم را به اراده پدرم در آسمان متحد کردم. مادرم نیز ارادهاش را تسلیم کرد."
"در زمان صلیب، دلهای ما متحد شدند و با هم بر صلیب آویزان بودند. هنگامی که پس از مرگ دل من زخمی شد، دل مادرم زیر صلیب ایستاده بود زخمی شد. اما نور ثابت ماند."
"امروز نور دلهای متحد ما کمتر کامل نیست - ضعیفتر نیست. بر روی یک جهان که در حاشیه خندق بین آسمان و زمین است میتابد. نور دلهای متحد ما پل را روشن میکند که این خندق را عبور میدهد - پل عشق مقدس و الهی. این پل انتظار قدمهای بشریت دارد. چه ضعیف اولین 'بله' شما باشد - نعمت شما را تقویت خواهد کرد."
"امروز دلهای متحد هنوز رنج میکشند، و تا ساعت پیروزی که گله با اراده خدا یکسان خواهد شد ادامه دارد. من از تو برای پایان سریع این زمان آزمون دعا میکنم. برکت شما را میدهم."