مادونا با لباس خاکستری و در یک نوری تیزاب میآید. دو فرشته همراه او هستند.
او میگوید: "سودای عیسی، قاطع و پادشاه باشد. دختر محبوب من، امروز به این جشن فخر صلیب آمدهام تا فرزندانم را یادآور شوم که تسلیم شدن به صلیب پیروزی خواهد آورد. عیسی برای شما نمونهای از آن در باغ گتسمانی داد. اگرچه دشوار بود، پسرم توانست خود را به اراده الهی پدر تسلیم کند. این ساعت است که از تو میخواهند تا به طرح الهی خداوند برای تو تسلیم شوی. روز و ساعتی که عیسی من بازمیگردد نمی�دی، زیرا تنها پدر آنرا نوشتهاست. اما شما در این ساعت رحمت دارید که با عشق بیشرط خود بسیار سودی کسب کنید. بدین طریق بسیاری از نعمتها به دنیا میآیند."
"باقیماندهٔ مؤمنان شامل دلهای غرق در محبت مقدس خواهد بود. پیروزی با تلاش شما و یک پیروزی از محبت مقدس خواهد بود. بنابراین، از هر کدام از شمای میخواهم که ترس خود را رها کرده و عشق بپوشید. تسلیم شدن شلوارک شجاعت توست، عشقت رو به اعتماد کلاه محافظت توست. بفهمید که بزرگترین جنگ جنگی است که در قلب هر کس رخ میدهد. اما خوب برتری خواهد یافت اگر آنرا انتخاب کنید. شما را مبارک میکنم."