امروز من در مراسم قداس سهبعدی رحمت الهی شرکت کردم.
در طول مراسم قداس، خداوند گفت: «روحوهای بسیاری برای مدت بسیار طولانی در پُرگاتوری نگه داشته میشوند، اما امروز آزاد شدهاند.»
«و در سهبعدی، هنگامی که شما همه از طریق دعا و مراسم قداس عبور میکنید، از در رحمت من گذشت. آنهایی که حقیقتاً پاک دل هستند از در بهشتی من گذشته و همه چیز برایشان بخشوده شده — تمام گناهان شما شستشو داده میشود.»
گفتم: «من نیستم، من ارزشمند نیستم.»
خداوند عیسی مسیح خندید و گفت: «والنتینا، به پردهام بچسب!»
خنده کردم، آگاه از طنز نرم خداوند در کلماتش.
گفت: «به مردم بگوید که من رحمت خود را بر سراسر جهان گسترش میدهم. آنهایی که رحمت من را دریافت و پذیرفته و توبه کردهاند، بخشوده شدهاند.»
«زودا زودی صلح به دنیا خواهد آمد و تجدید جهان رخ داده و مردم باید حضورم را قبول کنند. بسیاری از نشانهها برایشان میدهم. هرچه بیشتر توبهٔ باشد، سریعتر من خواهم آمد تا جهان را تجدید کنم.»
«شر در دنیا امروز بسیار زیاد است، اما درباره شر حرف نزنیم. امروز یک روز رحمتمندانهاست، آرامشآور و شادماننده، یک روز خیلی خاص است.»
خداوند چنان خوشحال و شادیبخش بود.
سپس، وقتی که برای دریافت قداس مقدس میرفتم، عطر زیبایی به نظر میرسید من را دنبال کند. پس از گرفتن قداس مقدس، دوباره به جای خود برگشتم و زانو زدنم. ناگهان پرتوهای نور از پنجرههای رنگینکار زیبا وارد کلیسا شدند. اول آبی، سپس سفید، بعداً قرمز، که کلیسای ما را با یک نور دazzling پر کرد. آنگاه میدیدیم که پالسدار Host در میان همه این نور ظاهر شد. این پرتوهای روشن و براق از رحمت و نعمت پروردگار مسیح بود.
رحمتی پروردگار ما به اندازهای فراوان روی ما جاری شدهبود که مردم اطراف من را نگاه کردم، فکر میکردم آیا نمی�برند که رحمت پروردگار از سوی ما جاری است؟
میخواستم این نعمتها را با همه به اشتراک بگذارم و گفتم: «پروردگار، برکت بدهید برای هر کس! برکت بدهید برای هرکس! بخشایش دهید برای هرکس! بخشایش دهید برای هرکس! نه تنها در کلیسای ما بلکه در تمام کلیساها، در سراسر استرالیا، در سراسر جهان!»
پالسدار Host و پرتوهای نور همچنان به داخل کلیسا جاری بودند که پروردگار مسیح با جلال از میان این نور روشن ظاهر شد و وارد کلیسای ما گردید. او بسیار شاد بود.
گفت: «امروز من پنهان نمیتوانم باشم از مردم خود. من هستم در میان مردم خود. من میگردیم در میان مردم خود.»
گفتم: «ای پروردگار مسیح، کیست که بالاتر از تو باشد؟ تشکر میکنم و با تمام دل عاشقت دارم.»
گفت: «والنتینا، برای من بسیار رنج بردهای، یک برکت ویژه را заслуه داری.»
بعداً در کلیسا، پروردگار گفت: «در زمانهای گمراهکننده زندگی میکنی. حالا بسیاری از گمراهیها وجود دارد و مردم سعی دارند به تو بگویند: این رو بشنو! آن را بشنو! باور نکنید! برود! فقط صدای منو بشنوید، آنچه که به شما گفتهام و آنچه که تعلیم دادهام.»
دیدار امروز فراتر از کلمات بود، زیبایی و رحمت قدرتمند پروردگار مسیح.
امروزه هر جایی که پروردگار ما در این روز ویژه تقدیر میشود و عبادت میکند، یعنی یوم الرحمه الهی، حقیقتاً بین مردم خود حاضر است. پروردگار امروز رنج نمی�برد بلکه شادمانه از آنجایی که رحمتش را بر ما ریختهاست.
ممنون تو هستیم، عیسی مسیح.